
باید کسی باشد که هروقت بار تنهاییت سنگین شد... هروقت کمر کلماتت شکست...هروقت واژه هایت لال شدند ...
بیاید بنشیند مقابل چشمانت و تو زل بزنی به خودت که جاری شده ای میان چشمهایش....
باید کسی باشد که هروقت بار سنگینی هایت سنگین شد...هروقت سهمت از بغض بیشتر از توانت شد ...
بیاید آغوش باز کند و پناهت شد و تمام تنهاییت را...تمام دلتنگیت را... تمام سکوتت را...تمام خستگی
هایت را... و تمام بغضهایت را... میان هرم نفس هایش نفس بکشی....
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2